مهندس و پزشک
بسی گفتند:((دل از عشق برگیر! که نیرنگ است و افسون است جادوست!)) ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که او زهر است ،اما....نوشداروست!
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم.
گفتی بهم که :دنیا،دنیای نامردیه
گفتم:بمون برا من،که عشقا قلابیه
گفتی که:قلب پاکت،حیفه برام بسوزه
گفتم که:این قلب من،یه عمره که می سوزه
گفتی:دلت یه دنیاست،دنیای مهربونی!
گفتم که:عاشقتم،اینو خودت می دونی
گفتی:اسیر عشقی،عشقی که بی جوابه
گفتم:تو هم اسیر باش،باور بکن ثوابه
گفتی:بدون برا من،عشق معنی نداره
گفتم:تو عشق من باش،انگار دیگه بهاره
گفتی که:طعم عشقو،از بد کسی چشیدی!
گفتم:در اشتباهی،تو عاشقی ندیدی
گفتی:برو که عشقت،لایق من نمی شه
گفتم که:تنها تویی،برای من همیشه
گفتی:بدون که اینقدر،من ارزشی ندارم
گفتم که:این ارزشو،بالا سرم می ذارم
گفتی که:ای جوونک،تو خیلی خیلی مستی!
گفتم:تویی عشق من،که جام من تو هستی
گفتی:که حرفای تو،وجودمو سوزونده
گفتم که:دیگه اشکی،برای من نمونده
گفتی:بگیر دستامو،که خیلی من اسیرم
گفتم که:ای عشق من،بذار برات بمیرم
یادت باشه عشق من،که خیلی زود تو رفتی این رو بدون که ای عشق،تو لایق بهشتی!
چه کســـــی می گوید که گرانـی شده است؟ دوره ارزانیســـــــت!
دل ربــــــــودن ارزان! دل شــکستن ارزان! دوستی ارزان است!
شـــــــــــــرافت ارزان! آبرو قیمت یک تکه نان , قیمت عشــــــــق چه
قـــــــــدر کم شده است و چه تخفیف بزرگــــی خورده،قـیمت هر
انسان ...
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که توراعاشق کرد
شوخیه کاغذیه ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
تو چشم تو یه حادثه ست که از ستاره سرتره
نجابتی تو چشماته که آبروت و می خره
خاطره هام مال خودم تموم شعرام مال تو
اگه بری تو قصه ها بازم میام سراغ تو
واسه چشمات پر شعرم تو دلیل قصه هامی
هر نفس هم نفسی تو مثل غم توی صدامی
نازکم از تو نوشتم گل من ترانه ای تو
مثل تنهایی عاشق پر عاشقانه ای تو
منو ببر به شهر عشق گلایه هاتو خط بزن
تو آرزوی آخری
اگه پر از مصیبتی غماتو هدیه کن به من
تو آبروم و می خری
یه نیمه جون زخمیم بیا بیا نفس بده
نفس تویی
هوا تویی
قاب چشاتو وا کن و ستاره ها رو پس بده
بگذار سرنوشت هر راهی که می خواهد برود.
ما راهمان جداست.
بگذار این ابرها تا می توانند ببارند
ما چترمان خداست ...
هیچ کس تنهایم را حس نکرد وسعت ویرانیم را حس نکرد
از میان خنده های تلخ من گریه طوفانیم را حس نکرد
از میان آشنایان هیچ کس لحظه پایانیم را حس نکرد
آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سروسامانیم را حس نکرد...
| Design By : Night Melody |

